پژوهش‌های باستان‌شناسی زاگرس

پژوهش‌های باستان‌شناسی زاگرس

مرز میان جنگ و صلح در اندیشه سیاسی هخامنشیان

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
گروه پژوهشی تاریخ فکری و فرهنگی ایران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
چکیده
هخامنشیان (330-550 ق.م) سرزمین پهناوری را در انقیاد داشتند که متشکل از ملل تابعه ­ای با آیین، فرهنگ و هنر و ساختار اداری مختص به خود بود. آنها دریافته بودند که با نیروی نظامی نمی ­توانند چنین گستره وسیعی را با خود همراه سازند بنابراین برای اداره مناطق مختلف خود بر تعاملی دو طرفه میان شاه و ملل تابعه تأکید می­ کردند. شاه صلح و آرامش را در قبال وفاداری به خود در این سرزمین­ ها تضمین می­ کرد. با این وجود در طول دوره هخامنشی گاهی نیز برخی از ملل شورش می ­کردند و در قبال آن با سرکوب از سوی حکومت مرکزی مواجهه می­ شدند. هدف از این پژوهش بررسی ارتباط میان ایده صلح پارسی ( یا همان مدارا و هم‌زیستی مسالمت‌آمیز) و سرکوبی شورش ­های ملل تابعه هخامنشی است. این پژوهش به دنبال پاسخ‌گویی به این پرسش است که صلح پارسی چگونه و تحت چه شرایطی به مخاطره می­ افتاد؟ مقاله حاضر گردآوری داده ­ها را از طریق مطالعات کتابخانه ­ای به سرانجام رسانده و نتایج را از طریق تحلیل توصیف تاریخی ارائه می ­کند. نتیجه حاکی از آن است که شورش سرزمین­ های تابعه به معنای بر هم زدن اشه یا نظم الهی بود و در این موارد شاهان هخامنشی مجبور به نقض صلح پارسی بودند. قوانین کاملاً مشخص بوده و شاهان هخامنشی به صراحت موضع خود را در کتیبه­ های شاهی در این مورد اعلام کرده ­اند. پس تا زمانی که آن سرزمین عملی مغایر با صلح و وفاداری به شاه انجام نمی­ داد در هم‌زیستی مسالمت با مرکز امپراتوری به سر می­ برد و از تمامی قوانین تساهل در زمینه­ های گوناگون اداری، فرهنگی، دینی و ... بهره می ­برد و حتی می ­توانست استقلال و خودمختاری داخلی خود را حفظ کند؛ اما اگر منافی حفظ صلح و وفاداری به شاه عملی انجام می ­داد در آن صورت با آن روی سکه مدارا، یعنی مجازات مواجهه می ­شد.
کلیدواژه‌ها
موضوعات

عنوان مقاله English

The border between war and peace in Achaemenid political idea

نویسنده English

Mahsa Veisi
Department of history of Iran. institute for humanities and cultural studies
چکیده English

Abstract
The Achaemenids (330-550 BC) controlled a vast territory consisting of subordinate nations with their own religion, culture, art, and administrative structure. They realized that they could not control such a vast territory with military force, so they emphasized two-way interaction between the king and the subordinate nations to govern their various regions. The king guaranteed peace and tranquility in these lands in return for loyalty to him. However, during the Achaemenid period, some nations sometimes rebelled and were faced with repression by the central government. This research seeks to answer the question of how and under what conditions the Pax Persica was violated? The present article collects data through library studies and presents the results through historical descriptive analysis. The result indicates that the rebellion of the vassal lands meant disrupting the divine order, and in these cases the Achaemenid kings were forced to violate the Pax Persica. The laws were quite clear and the Achaemenid kings clearly stated their position on this matter in royal inscriptions. So, as long as that land did not commit any act contrary to peace and loyalty to the King, it would coexist peacefully with the center of the empire and benefit from all laws of tolerance in various administrative, cultural, religious, etc. fields, and could even maintain its independence and internal autonomy. But if he acted contrary to maintaining peace and loyalty to the king, then he would be faced with the other side of the coin of tolerance, that is, punishment.
Keywords: Achaemenids, Pax Persica, rebellion, subordinate nations.

کلیدواژه‌ها English

Achaemenids
Pax Persica
rebellion
subordinate nations
کتابنامه
اسلامی­ندوشن، محمدعلی،(1378)، ایران و یونان در بستر باستان، تهران: شرکت سهامی انتشار.
اومستد، آلبرت، (1395)، تاریخ شاهنشاهی هخامنشی، ترجمه محمد مقدم، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
ایسرائل، ژرار، (1382)، کوروش بزرگ، بنیان­گذار امپراتوری هخامنشی، ترجمه مرتضی ثاقب­فر، چاپ چهارم.تهران: ققنوس.
بروسیوس، ماریا، (1388)، ایران باستان، ترجمه عیسی عبدی، تهران: ماهی.
بریان، پی یر، (1381)، امپراتوری هخامنشی ج 1و2 ، ترجمه ناهید فروغان، چ دوم. تهران: نشر فرزان، نشر قطره.
بریان، پی­یر ، (1386)، وحدت سیاسی و تعامل فرهنگی در شاهنشاهی هخامنشیان، ترجمه ناهید فروغان. تهران: نشر اختران.
بریان، پی­یر، ( 1388)، "قدرت مرکزی و چند مرکزی فرهنگی در شاهنشاهی هخامنشی".  تاریخ هخامنشیان، ج 1. ویراسته هلن سانسیسی وردنبورخ .ترجمه مرتضی ثاقب­فر . 31- 74.  تهران: توس،.
بریان، پی­یر، (1388)،  "قوم طبقه حاکم و جمعیت­های تابع در شاهنشاهی هخامنشی؛ بررسی مصر"، تاریخ هخامنشیان. ج3. ویراسته هلن سانسیسی وردنبورخ و همکاران. ترجمه مرتضی ثاقب­فر. 203- 252. تهران: توس.
بویس، مری، (1375)، تاریخ کیش زرتشت. هخامنشیان، ج 2. ترجمه همایون صنعتی­زاده. تهران: توس.
توین­بی، آرنولد، (1379)، جغرافیای اداری هخامنشیان، ترجمه همایون صنعتی­زاده، تهران: بنیاد موقوفات دکتر افشار.
داندامایف، محمد ع، (1394)،  تاریخ سیاسی هخامنشی، ترجمه فرید جواهرکلام، چاپ دوم، تهران : فرزان روز.
داندامایف، محمد ع، (1395)، ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی(قرن ششم قبل از میلاد). ترجمه روحی ارباب، چاپ پنجم، تهران: علمی و فرهنگی.
رجایی، فرهنگ، (1372)، تحول اندیشه سیاسی در شرق باستان، تهران: قومس.
رزمجو، شاهرخ، (1389)، استوانه کوروش بزرگ، تهران: فرزان روز.
روت، مارگارت کول، (1388)، "از دل ایران­گرایی نیرومند در هنر غرب شاهنشاهی". تاریخ هخامنشیان، ج 6. ویراسته هلن سانسیسی وردنبورخ و آملی کورت. ترجمه مرتضی ثاقب­فر. 61-23. تهران: توس.
شارپ، رلف ­نارمن، (1388)، فرمان­های شاهنشاهان هخامنشی. چ سوم. تهران: پازینه.
فرخ، کاوه، (1390)، سایه­هایی در بیابان ایران باستان در جنگ، ترجمه پدرام خزایی، کرمانشاه: طاق بستان.
گارثویت، جین رالف، (1387)، تاریخ سیاسی ایران از شاهنشاهی هخامنشی تا کنون، ترجمه­ی غلامرضا علی­بابایی، تهران: اختران.
گزنفون، (1342) ، کوروشنامه، ترجمه رضا مشایخی، تهران : نشر کتاب.
گیمن، دوشن، (1375)، دین ایران باستان، ترجمه رویا منجم، تهران: فکر روز.
هالند، تام، (1396)، آتش پارسی نخستین امپراتوری جهانی و نبرد برای تسخیر غرب،ترجمه مانی صالحی علامه، تهران: اختران.
هرودوت، (1402)،  تاریخ هرودوت، ترجمه مرتضی ثاقب فر، چاپ هفتم، تهران: اساطیر.
هینتس، والتر(1396)، داریوش و ایرانیان تاریخ و فرهنگ تمدن هخامنشی، ترجمه پرویز رجبی، تهران ماهی.
هینلز، جان، (1373)،  شناخت اساطیر ایران، ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی، بابل: نشر آویشن با همکاری نشر چشمه تهران.
ویسهوفر، یوزف، (1378)، ایران باستان( از 550 پیش از میلاد تا 650 پس از میلاد). ترجمه مرتضی ثاقب­فر. چاپ سوم، تهران: ققنوس.
یانگ، آلبرت دو، (1399)، "اهورامزدای آفریننده"، جهان هخامنشیان، ویراسته جان کرتیس و سنت­جان سیمپسون. ترجمه خشایار بهاری. تهران: فرزان.
References
Brosius, M. 2012. Persian Diplomacy Between “Pax Persica” and “Zero- Tolerance, in: J. Milker (ed.), Maintaining Peace and Interstate Stability in Archaic and Classical Greece, Germany: verlagAntike, pp 150-163.
Brosius. M. 2010. Pax Persica and peoples of the Blak sea Region: Extent and Limits of Achaemenid Imperial Ideology. In J. Neiling and E. Rehm (eds), Achaemenid Impact in The Black Sea Communication of Powers (Aarhus), 29-40.
Herzfeld, E. 1935. Archaeological history of Iran, British Academy.
Lincoln, B. 2007. Religion, Empire, and Torture. The Case of Achaemenian Persia, with a Postscript on AbuCharib. Chicago.
Rung, E. V. 2023. Achaemenid Peace: A Historiographical Construct and Achaemenid Imperial Ideology. ISTORIYA, 14(2 (124)).
Rung, E. V. 2024. War and ideology in Achaemenid Persia. In: Brill's companion to war in the Ancient Iranian Empire. Edited by Hyland, J and Rezakhani, Kh, Brill.
Tuplin, Ch. 2017. War and peace in Achaemenid imperial ideology. Electrum, 24, pp 31-54.
Wiesehöfer, J. 2009. ‘The Achaemenid Empire’, in The Dynamics of Ancient Empires. eds. I Morris and W Scheidel; Oxford: Oxford University Press, 66-98.
Wiesehöfer, J. 2006. Das frühe Persien. Geschichte eines antiken Weltreichs. (Dritte Auflage. München: Verlag C.H. Beck.
Wöhrle, J. 2023. Rejecting the pax persica: The Political Vision of the Book of Zechariah. In Political Theologies in the Hebrew Bible (pp. 55-73). Brill Schöningh.

  • تاریخ دریافت 08 بهمن 1403
  • تاریخ بازنگری 27 بهمن 1403
  • تاریخ پذیرش 25 فروردین 1404